قاسمى حسينى گنابادى
58
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
خواست و بندگى خود را آشكار كرد و اسب و سلاح به نزدش فرستاد . اسماعيل نيز با تجهيزات و سپاهيان لاهيجان را ترك گفت : چو آمد به والىّ گيلان جواب * پشيمان شد از گفتهء ناصواب به او معذرتنامهاى ساز كرد * جهان را گهرريز از اين راز كرد . . . تو شاه جهان و منت بندهام * به تسليم خدمت سرافكندهام به جان بندهام ، وز دلت دوستدار * ز تقصير خدمت ولى شرمسار . . . پس آنگه به نزدش فرستاد چُست * ز اسب و سلاح آنچه بودش درست بسى عذر تقصير پيشينه خواست * كه فرمان و حكم تو بر جان ماست من و شيوهء بندگى بعد از اين * تو خواهى چنان چون نباشم چنين چو آمد به فرمان آن شيردل * از آن حجّت راه او شد سجل سكندرنشان شاه گردنفراز * به آهنگ ياجوج شد چارهساز ز درياى لشكر برآمد غريو * سليمان روان شد به تسخير ديو ( نك : 1159 - 1179 ) در بررسى اين ابيات با آنچه در منابع ديگر آمده است ، و ذكر آنها رفت ، بايد چنين گفت كه آنچه قاسمى « در باب مكاتبهء اسماعيل با كاركيا ميرزا » گفته است در منابع ديگر نيست و با توجّه به اينكه اسماعيل در كنار كاركيا ميرزا بود ، نيازى به نامهنگارى به نظر نمىرسد . از سوى ديگر ، اظهار بندگى كاركيا ميرزا و خشم اسماعيل به وى نيز در هيچ يك از منابع نيامده و مهمتر از همه ، اسماعيل به هنگام خروج از لاهيجان تنها با هفت صوفى حركت كرد و نه با خيل لشكريانى كه قاسمى از آن با عنوان « درياى لشكر » ياد كرده است 42 . بااينهمه ، اسماعيل لاهيجان را در 905 ق ترك گفت و به تصريح منابع ، كاركيا ميرزا على ، با همهء مخالفتش با اسماعيل ، ملزومات سفر وى را تهيّه و او را تا دهكدهء ديلمان همراهى كرد ، بدون آنكه نفرى از سپاهيانش را در اختيار او قرار دهد . و اين خود جاى تأمّل دارد 43 . به گفتهء قاسمى ، اسماعيل پس از خروج از لاهيجان در « پاكده » منزل گزيد . اين محل در ساير منابع نيامده است و همگى به اتّفاق ديلمان را نخستين منزل اسماعيل پس از لاهيجان دانستهاند . بنابراين ، به نظر مىآيد كه منظور قاسمى از پاكده همان ديلمان باشد ! . اسماعيل پس از ديلمان به طارم و سپس به اردبيل براى زيارت مزار پدر رفت :